مرتضى راوندى
797
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
فرد متمايل است تا به آزاديخواهان . او هوادار جدى احترام اصل رقابت آزاد و اجتناب از برقرارى انحصار است كه باعث سوءاستفاده انحصارگران مىشود . انحصار ، به عقيدهء او ، مالياتى است بر كسانى كه كار مىكنند به سود تنبلان و بيكاران . » « 1 » بطور كلى ، « ميل » مردى آزاديخواه و اصلاحطلب بود . به نظر او ، مالكيت يك نهاد و تأسيس اجتماعى است نه ناشى از حقوق طبيعى در مورد « حق ارث » او از تحديد آن به ميزان و مقدار ضرورى جهت تأمين يك زندگى آسوده و مرفه براى وارث متوفى ، جانبدارى مىكرد و تجاوز از اين حد را باعث پيدايش نابرابريهاى زيانآور اجتماعى مىپنداشت . « ميل » توصيه مىكرد كه دولت ، از طريق وصول ماليات ، بهرهء مالكانه را مصادره كند . اين عقيده ، كه تحتتأثير نظريات ريكاردو ابراز شده ، ناشى از آن است كه وى بهرهء مالكانه را مهمترين و مداومترين عوايد تلقى مىكرد . به گمان ميل ، شيوهء مزد بگيرى مانع انبساط و اعتلاى شخصيت كارگران است . به همين سبب ، بايد هرچه بيشتر ، از تشكيل شركتهاى تعاونى تشويق به عمل آيد و موجبات تسهيل و توسعهء فعاليت آنان فراهم شود . با اين توضيحات ، مىتوان گفت كه گرچه ميل از معايب و نواقص نحوهء توزيع درآمدها متأثر و در مقام بهبود و اصلاح آن بود ، ولى از هدف اصلى خود ، يعنى حفاظت و صيانت آزادى و شخصيت فردى ، دور نشد . » « 2 » در ميان متفكران و صاحبنظران نيمهء قرن نوزدهم ، ماركس و انگلس مقام و موقعيت ممتازى دارند . ماركس تنها يك تئوريسين و صاحب نظر اقتصادى و اجتماعى نبود بلكه در فعاليتهاى سياسى و گفتگوهاى اقتصادى عصر خويش نيز شركت جسته است . « در نيمهء قرن نوزدهم ، شهر لندن مركز تجمع تبعيدشدگان سياسى ، همهء كشورهاى اروپايى بود . نويسندهء كتاب سرمايه ، در اين شهر ، با اغلب ايشان آشنايى يافت . بعضى از اين تبعيدشدگان صرفا تمايلات سياسى داشتند ؛ از قبيل جمهوريخواهان فرانسوى ، هواداران وحدت ايتاليا و استقلالطلبان لهستان . بعضى ديگر داراى عقايد و افكار فلسفى و اجتماعى بودند . توجه ماركس و انگلس طبيعتا بيشتر به اين گروه معطوف شد و در بعضى از انجمنهاى ايشان شركت جست . » ماركس ، كه مردى پركار و اهل مطالعه و تحقيق بود ، پس از بررسى در آراء و نظريات كلاسيكها و آزاديخواهان و پيروان مكتب اصالت فرد ، افكار و عقايد تورگو ، سنسيمون و كنسيدران و ريكاردو و هگل و ديگران را نيز مورد مطالعه و بررسى قرار داد ، و با طرد انديشههاى ايداليستى ، فلسفهء مادى تاريخ و مبارزهء طبقاتى را توصيف و تشريح نمود . به نظر ماركس ، جهان سراپا حركت و تحول است . « هر وجودى كه در حال تكوين
--> ( 1 ) . همان . ص 243 . ( 2 ) . همان . ص 270 - 269 .